شمعدانی | پایگاه اینترنتی معلولان ایران- مقالات حوزه اجتماعی
رفاه در شهر

حذف تصاویر و رنگ‌ها

رفاه در شهر

• مریم رحیمی سجاسی 

حق طبیعی هر فرد برای بهره‌مند شدن از حداقل استاندارد رفاه اقتصادی و امنیت، بعد اجتماعی حقوق شهروندی است. بنابراین تامین رفاه اعضای جامعه، بعد دیگر از حقوقی است که شهروندان بر دولت دارند. به عنوان مثال; فرصت تغییر پایگاه اقتصادی- اجتماعی، خدمات بهداشتی درمانی، حمایت از بازنشستگان و معلولان و غرامت‌هایی که برای افراد آسیب‌دیده پرداخت می‌شود، همه و همه با معیارهایی که سازمان‌های مختلف برای رفاه اجتماعی معرفی می‌کنند، همخوانی دارد. بنابراین بررسی وضعیت رفاه اجتماعی در شهر، به نوعی رسیدگی به حقوق اجتماعی شهروندان است.
شاخص‌هایی که در ایران برای رفاه اجتماعی در نظر گرفته می‌شود عبارتند از: آموزش و پرورش، بهداشت، درمان، تغذیه، مسکن، اشتغال جمعیت و نیروی انسانی، هزینه و درآمد تامین اجتماعی که در کنار این شاخص‌های اصلی، چند شاخص فرعی نیز برای رفاه در نظر گرفته می‌شود از جمله: گذران اوقات فراغت و دسترسی به تسهیلات فرهنگی، محیط‌زیست، امنیت فرد در برابر تجاوزات مالی و جانی. (زاهدی اصل، 1381، ص 115) بنابراین می‌توان رفاه اجتماعی را به عنوان پاسخی مستقیم به نیازهای انسان، تعریف کرد. هر چند در این صورت باید محدودهء نیازهای انسان را مشخص کرد تا حوزهء کاری موسسات رفاهی روشن شود.
هنگامی که در مورد نیازها سوال می‌شود، بسیاری از افراد بی‌اختیار پاسخ می‌دهند، غذا، لباس و پناهگاه. بر این اساس، نیاز برابر است با زنده بودن و اگر کسی زنده است، سایر نیازها اهمیتی ندارد. در این الگو نقش رفاه اجتماعی فقط حفظ بقای مردم خواهد بود. اما درک منطقی‌تر از رفاه نشان می‌دهد که انسان دارای نیازهای دیگری نیز هست که ضرورتاً ربطی به ادامهء بقا ندارد. انسان اجتماعی دارای نیازهایی است که اگر مهم‌تر از احتیاجات بیولوژیکی نباشد، کم‌اهمیت‌تر از آن‌ها نیست._ در این صورت انواع نیازهای متعارف انسان را می‌توان به نیازهای روانی، جسمی و اجتماعی تقسیم کرد که اولویت هر کدام بسته به محیط مورد مطالعه متفاوت است.
به عنوان مثال «مازلو» نیازهای بشری را به گونه‌ای تقسیم‌بندی کرده که هر یک از نیازهای بالاتر در صورتی ارضا خواهند شد که نیازهای زیرین، به طور کامل و مناسب برآورده شده باشند. در این رده‌بندی ابتدا نیازهای جسمی قرار دارند که اگر تامین نشوند، سایر نیازها چندان احساس نخواهند شد. هنگامی که نیازهای جسمی ارضا شوند، نیاز به عشق و سپس نیاز به عزت‌نفس بروز می‌کند و بالاخره نیاز به تحقق خویشتن در بالاترین مرتبهء این هرم قرار می‌گیرد. (دیوید ماکارو، رفاه اجتماعی _29 :2661378)
در صورت پذیرش این نظریه، نظام رفاهی جوامع بسته به برآورده شدن نیازهای مردم، متغیر است. زیرا وقتی نیازی برطرف می‌شود، دستهء دیگری از نیازها بروز می‌کند که در آن صورت باید در پی برطرف کردن آن‌ها باشد.
با این وجود، خارج از تقسیم‌بندی مازلو، نیازهایی وجود دارد که مختص افراد یا گروه‌های خاص هستند یا صرفاً در شرایطی خاص بروز می‌کنند. به عنوان مثال، افراد ناتوان کسانی هستند که قادر به نگهداری از خود نیستند، یا حداقل نمی‌توانند کاملاً از خود مراقبت کنند و دارای ویژگی‌هایی هستند که آن‌ها را در گروه ناتوان‌ها قرار می‌دهد. کودکان، سالمندان، بیماران روانی و جسمی  و معلولان در این طبقه قرار می‌گیرند.

افرادی که فاقد آمادگی‌های خاص هستند ناتوان نیستند، اما مهارت‌های فردی یا گروهی را ندارند. از جمله بی‌سوادان، آموزش ندیده‌ها، کسانی که فاقد مهارت‌های لازم هستند، افرادی که رفتارها یا مهارت‌های اجتماعی را نیاموخته‌اند. همچنین کسانی که برای انجام وظایف و مسوولیت‌های زندگی آماده نشده‌اند.
به عنوان مثال خدمات مشاوره قبل از ازدواج، مختص کسانی  است که برای شروع زندگی زناشویی، فاقد آمادگی هستند. قربانیان حوادث غیرمترقبه، افرادی هستند که برای انجام امور عادی، آمادگی و توانایی لازم را دارند، اما به دلیل شرایط بحرانی، نیاز به حمایت موقت دارند. این بحران‌ها عبارتند از: حوادث طبیعی مثل توفان، زلزله، آشفتگی‌های اجتماعی مثل شورش‌ها و وضعیت‌های محیطی مثل آلودگی آب و هوا.
از طرفی افراد دیگری در جامعه هستند که در قالب‌های افراد ضداجتماع، مجرم، زندانی و... طبقه‌بندی می‌شوند. این دسته از افراد نیز نیازهایی دارند که شیوهء تامین آن‌ها متفاوت از سایر افراد است. به عنوان مثال مجرمان به تنبیه نیاز دارند اما بیماران به درمان.
علاوه بر نیازهایی که مطرح شد، نیازهایی وجود دارند که از جامعه تاثیر می‌گیرند و یا در اثر مشکلات جامعه ایجاد می‌شوند. به عنوان مثال جوامعی که در حال گذار هستند، یا از اقتصاد مبتنی بر کشاورزی به طرف مرحلهء صنعتی انتقال می‌یابند،  عدهء کثیری از افراد را درگیر مساله‌ای به نام بیکاری می‌کنند، در حالی که در جایی دیگر یعنی صنعت مشکل فقدان کارگر ماهر را دارند، در نتیجه نظام‌های رفاهی، باید برنامه‌هایی را در پیش بگیرند تا هم مشکل بیکاری حل شود و هم مشکل کمبود نیروی کار کاهش یابد.

به این ترتیب، ملاحظه می‌شود که به دلیل گستردگی نیازهای انسان، دامنهء فعالیت‌های موسسات رفاهی نیز طیف وسیعی را در برمی‌گیرد که این فعالیت‌ها از آن‌جا که ارتباط مستقیمی با توسعهء جوامع دارد، روز به روز بر اهمیتشان افزوده می‌شود زیرا شاخص‌هایی که برای توسعهء انسانی معرفی می‌شود همان حوزه‌های رفاه اجتماعی است که برای سنجش کشورها از نظر میزان توسعهء انسانی به کار می‌رود. در مورد ایران شاخص‌های توسعهء انسانی با رتبهء 99 در میان 177 کشور حکایت از بحران رفاه اجتماعی دارد زیرا با این رتبه، ایران از نظر توسعهء انسانی از کشورهایی چون سریلانکا، ترکیه، تونس، قزاقستان، عربستان سعودی و ترکمنستان نیز پایین‌تر است. این در حالی است که براساس قانون اساسی، دولت جمهوری اسلامی ایران، دولت رفاه است. اما شاخص‌های منفی رفاه اجتماعی یعنی تورم، سوءتغذیه، فقر، آلودگی محیط زیست، وجود انواع دوگانگی و عدم اطمینان در آن  همچنان قابل مشاهده است.
مطابق نیازهای مطرح شده برای شکل‌گیری رفاه اجتماعی، ما همچنان در ابعاد مختلف رفاه اجتماعی با مشکل مواجهیم. اگر بر اساس آن نیازها، ابعاد رفاه اجتماعی را به بعد زیستی، حقوقی، اجتماعی و اقتصادی بسته‌بندی کنیم،
ملاحظه می‌شود که در هر بعد چه مشکلاتی گریبانگیر موسسات رفاهی است. در بعد زیستی، سلامت جسمی در مقابل معلولیت، بیماری، سلامت‌روانی و... ترکیب جمعیت، هرم سنی، امید به زندگی، تغذیه و... مطرح است.
در بعد حقوقی، قوانین، حمایت از گروه‌های آسیب‌دیده و آسیب‌پذیر، قوانین مربوط به کودکان، نوجوانان و زنان، قوانین کیفری جزایی در مورد بزهکاری، جوانان و آسیب‌های اجتماعی مطرح است.
در بعد اجتماعی، مسایلی چون امنیت، مهارت اجتماعی، فراغت، اشتغال، خانواده، آسیب‌اجتماعی، جمعیت، گروه‌های در معرض خطر از جمله زنان و کودکان و مشارکت اجتماعی برجسته می‌شود و بالاخره در بعد اقتصادی فقر، امنیت، توسعهء اقتصادی، اشتغال، مسکن، سیستم پرداخت یارانه‌ای، اقتصاد خیریه‌ای و غیرانتفاعی، عدالت اجتماعی‌، حمایت اقتصادی از اقشار آسیب‌پذیر و... _قابل بررسی است که بررسی هر یک از مؤلفه‌های این چهار بعد، خود بحث جدایی است، زیرا گستردگی مصادیق رفاه اجتماعی، اجازهء بررسی همهء ابعاد آن را نمی‌دهد. با این وجود از آن‌جا که در دههء اخیر برنامهء توسعهء سازمان ملل  (U.N.P.D)  از مجموعه شاخص‌های موجود سه شاخص سطح سواد، قدرت خرید و طول عمر توام با سلامت محوری، را در قالب توسعهء انسانی مطرح می‌کند و اصلی‌ترین مشخصهء آن را امنیت انسانی معرفی می‌کند که در سایهء رفاه مادی و معنوی امکان‌پذیر است (زاهدی اصل، مفاهیم رفاه اجتماعی و تامین اجتماعی 1373: ص 116) بررسی وضعیت این ابعاد، اهمیت بیش‌تری پیدا می‌کند زیرا در حال حاضر توسعهء انسانی یکی از شاخص‌های تعیین‌کننده در چگونگی وضعیت توسعه‌یافتگی جوامع است. به طوری که بعضی از شاخص‌های توسعه‌یافتگی دقیقاً منطبق با شاخص‌های رفاه است از جمله: بهداشت، آموزش، میزان سواد، دسترسی به آب سالم و... به این دلیل و به دلیل اهمیتی که رفاه برای ساکنان شهرها دارد، در شماره‌های بعد هر یک از مؤلفه‌ها، به طور مفصل بررسی خواهد شد.

منابع:
 رفاه اجتماعی (ساختار و عملکرد، دیوید ماکارو، ترجمهء محمدتقی جغتایی و فریده همتی، 1378، نشر دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
 مفاهیم رفاه اجتماعی و تامین اجتماعی (مجموعه مقالات دومین سمینار جامعه‌شناسی و توسعه، محمدرضا زاهدی اصل، 1373، تهران: نشر سمت.

• روزنامه سرمایه
 

نشانی مطلب در وبگاه شمعدانی | پایگاه اینترنتی معلولان ایران:
http://shamdani.com/find-1.90.215.fa.html
برگشت به اصل مطلب