اهميت

نويسنده: دکتر تری بالسون و دکتر ريچارد مورفی منبع : روزنامه اطلاعات
مترجم: فريبا فرشا
کارشناسان میگويند: «فوايد شادی و شوخ طبعی را هرگز دست کم نگيريد.»
سالهای سال است که نشريه ريدرز دايجست به خوانندگان خود میگويد: «خنده بر هر درد بیدرمان دواست.»
براساس تحقيقات نشريه انجمن پزشکی آمريکا، اين موضوع کاملاً حقيقت دارد. دکتر «دونالد دبليو بلک»، در يکی از شمارههای اين نشريه مینويسد: «خنديدن باعث حفظ تعادل بدن و تحريک گردش خون میشود. خلاصه اينکه، خنديدن با خود سلامت و شادمانی را به همراه میآورد.»
ما همگی میخنديم، اما معمولاً به تأثير خارقالعاده خنديدن روی بدن خود فکر نکردهايم. خنديدن معمولاً از صورت و با يک لبخند شروع میشود که ماهيچههای دهان، بينی، گونهها و ماهيچههای اطراف چشم ما را به ورزش وا خواهد داشت.
در خندههای بلند و پرهيجان مثل قهقهه يا خندههايی که آدم را رودهبر میکند ديافراگم، ماهيچههای شکمی و ششها درگير میشوند. شما میتوانيد آنقدر بخنديد که به گريه بيفتيد و خون به صورت شما هجوم بياورد و به شما ظاهری گلگون و حاکی از سلامتی دهد. با خنديدن، ضربان قلب افزايش میيابد و هيپوتالاموس، غده هيپوفيز و غدد فوق کليوی تحريک میشوند.
همچنين خنده و خنديدن:
ـ محرکی قوی برای توليد اندورفين است. اندورفين آن دسته از ترشحات مرموزی است که به ما قدرت تحمل درد میدهند.
ـ سيستم ايمنی را تقويت میکند. مطالعات نشان میدهند مردمی که زياد میخندند ايمونوگلوبين بيشتری دارند، ايمونوگلوبين مدافع بدن ما در مقابل عفونتهای تنفسی است.
ـ ضربان قلب را افزايش میدهد و اکسيژن بيشتری برای مغز فراهم میکند. اين به ما کمک میکند که به آرامش برسيم و راحتتر فکر کنيم و مهمتر از همه اينها، خنديدن به سادگی لذت بخش است.
خنديدن تأثيرات روانی سودمندی دارد. «داروين» خنده را ابزاری برای تخليه فشار عصبی اضافی يا هيجانات روحی میداند که تخليه نشدن آنها، ايجاد مشکل میکند.
«اصل آنتیتز» او، خنده را متضاد گريه میشمارد، چرا که گريه علامت افسردگی است. «فرويد» نيز خنده را نوعی رها شدن از انرژی روحی و ذهنی میداند. از نظر فرويد، خنده تأثيری پالايشی دارد و ديده شده است که انسانها اغلب بعد از خنديدن احساس آرامش بيشتری میکنند.
«نورمان کازينز»، نويسنده سابق روزنامه «ساتر دی ريويو»، در کتاب خود «ساختارشناسی يک مرض» گفته که چگونه توانسته است از يک ناهنجاری و ناتوانی نخاعی، با ترک بيمارستان و رفتن به يک جای خوش آب و هوا و لذت بردن از تأثيرات روان درمانی کتابها و فيلم های خندهدار، رهايی بيابد.
کازينز درباره اين تجربه خود میگويد: «من به اين کشف مهم دست پيدا کردهام که 10 دقيقه قهقهه زدن، تأثيری مثل يک داروی مسکن دارد. خنده به من اين نيرو را میداد تا دست کم دو ساعت بیدرد بخوابم، سرانجام من به اين نتيجه رسيدم که آنچه واقعاً مرا درمان کرد، خنديدن به زمين و زمان بود.»
«برتراند راسل» میگويد: «خنده ارزانترين و مؤثرترين داروی اعجابانگيز است. خنده يک داروی همگانی و جهانی است.»
دکتر «پاول مکگي»، يک روانشناس اهل نيوجرسی که به مطالعه تأثيرات خنده در طول 20 سال پرداخته است، میگويد: «ساختار ذهن آدمی روی سيستم سلامت بدن او تأثير میگذارد.» پيام او اين است: «برای حفظ سلامتی خود مواظب شرايط روحیتان باشيد.»
روانشناسان صنعتی از مدتها پيش به اين نتيجه رسيدهاند که شوخ طبعی باعث راحتتر شدن کارها، کاهش استرس و افزايش بهرهوری، کارايی و روحيه میشود.
در بسياری از بيمارستانها بخشی به خنده و شوخی اختصاص داده شده است. در چهار سال گذشته، پروژه شوخ طبعی در نيويورک بودجهای را به 125 بيمارستان، خانههای پرستاری و ساير آژانسهای مربوطه برای ارائه برنامههای شادی و خندهآور تخصيص داد.
دکتر «جوئل گومان»، سرپرست پروژه شوخی و مزاح میگويد: «خنديدن شما را از فکر و خيال آزاد میکند. ماهيچههای شما به استثنای ماهيچه صورت و شکم به حالت آزاد در میآيند.»
«جويس آنيسمان سالتمن»، يک روان درمان و دستيار استاد دانشگاه در دانشگاه ايالت کنتاکی جنوبی خنده را به يک نرمش درونی تشبيه میکندکه برای انجام آن نياز به لباس يا لوازم خاصی نداريد. او به توليد اندورفين (ماده از بين برنده درد)، اشک پاککننده چشم و گل انداختن گونهها به عنوان مزايای خنده اشاره میکند. اگرچه خنده يک عمل ذاتی است ـ در کودکان در پنج تا نه هفتگی به طور طبيعی اتفاق میافتد حتی در کودکانی که نابينا يا ناشنوای مادرزاد هستند ـ اما کارشناسان به ما میگويند که هنوز همگی ما نياز داريم تا ياد بگيريم بيشتر بخنديم.
پيرو توصيه کارشناسان، ما بايد هوشمندانه گوشهای از زندگی خود را به شوخی و مزاح اختصاص دهيم و اطراف خود را پر کنيم از آدمهايی که زياد میخندند و با آنها بخنديم، قصههای خندهدار بخوانيم و فيلمهای کمدی تماشا کنيم و بالاتر از همه اينکه به خاطر بسپاريم: زندگی خشن و توان فرسا خواهد شد اگر ما آن را جدی بگيريم!
برای درک کامل حس شوخ طبعی بهتر است فرق ميان خنديدن به خودمان، خنديدن به شرايط و خنديدن به ديگران را درک کنيم.
ـ خنديدن به خودمان احتمالاً ايمنترين نوع شوخی است، زيرا معمولاً تهديدی برای ديگران محسوب نمیشود و ما را به عنوان فردی مثبت و متعادل معرفی خواهد کرد.
ـ خنديدن به شرايط نيز عموماً خطری ندارد مگر در شرايطی که فرد يا گروهی حساس و ناراحت شوند يا جبهه بگيرند.
ـ خنديدن به ديگران کمترين ضريب امنيت و ايمنی را دارا است، زيرا ممکن است باعث بیاحترامی يا بیحرمتی به طرف يا گروه مقابل شود.
پس پر واضح است که بايد از خنديدن به ديگران اجتناب کنيم، اما استثنائاتی هم وجود دارد. شوخ طبعی برای افراد معلول يک پيچيدگی ديگر دارد.
معلول شدن از هر دو جنبه فيزيکی و احساسی، تجربه دردناکی است. اغلب فرد معلول بسيار متفاوت از مردم عادی میبيند و احساس میکند. فرد معلول اغلب آسيب ديده است و اين معمولاً احساس خوشايندی نيست.
اساساً مردمی که دچار بحران يا تغييری دردناک در زندگی خود میشوند ـ مثلاً معلول شدن ـ تمايل دارند که اين تجربه را با شرايط احساسیشان تلفيق کنند. آنها نمیتوانند اين تجربه دردناک را از خود دور کنند. آنها در اين واقعه آنقدر غوطهور شدهاند که اين تجربه دردناک بخشی جداناپذير از احساسات دردناک درونیشان شده است. در اين زمان، حتی حس شوخ طبعی نيز در شرايطی خاص میتواند ساختگی و تصنعی تلقی شود.
خنده و شوخ طبعی برای کسانی که به تازگی معلول شدهاند، بسيار سخت است، اما برخی از آنان قادر به انجام اين کار هستند. اين توانايی بيشتر در افرادی مشاهده میشود که از يک حس سالم شوخ طبعی در درجه اول برخوردارند. با اين حال، نکته مهم اين است که همه آنها اعلام کردهاند که ديدگاه مثبت و شوخطبعانه آنان باعث بهبودشان شده است.
علت امر اين است که توانايی آنها در خنديدن به خودشان و شرايط موجود، به آنها کمک میکند که از معلوليتشان از نظر احساسی دور شوند. اين امر به آنها کمک میکند که آن واقعه منفی را از احساسات خود جدا کنند. در نتيجه آنها ياد میگيرند که چگونه نسبت به يک تجربه منفی، احساسات مثبت داشته باشند. در واقع اين امر مهارت با ارزشی برای همه ماست!
زمان، عامل مهم ديگری است که به ما کمک خواهد کرد. فاصله زمانی باعث افزايش فاصله احساسی میشود. پس هر فرد معلول با تجربه بايد قادر باشد تا شوخ طبعی و مزاح را در شرايطی پيدا کند که يک فرد تازه معلول شده هر گز نمیتواند.
در اين زمينه درسهای چندی وجود دارد. اول اينکه خنديدن به خودمان نه تنها خطری ندارد بلکه شفابخش است و عموماً سريعترين کاری است که میتوانيم بعد از يک رويداد دردناک انجام دهيم و بهترين کار برای سلامت ذهنی و روحی ما محسوب میشود.
ثانياً چون کسانی که تازه قطع عضو شدهاند، معمولاً چه از نظر احساسی و چه از نظر زمانی قادر به جدا کردن خودشان از عمل جراحيشان نيستند، بازديدکنندگان از فرد قطع عضو شده، بايد آسيبپذيری او را نسبت به شوخی درک کنند و در مورد تعريف کردن حکايتهای خندهدار در طول ملاقاتشان حتی در مورد خودشان محتاط باشند.
ثالثاً با افزايش فاصله حسی و زمانی، راحتتر میتوان معلوليت فرد را جدی نگرفت و با اين افراد شوخی کرد.
در نهايت کسانی از ما که معمولاً قادر به شوخی کردن نيستند، بايد بيشتر روی خودشان کار کنند. از نظر فورست گامپ «شوخ طبعی نوعی لذت است». با فکر کردن به شادمانی نمیتوان به شادمانی دست يافت. پس بايد واقعاً شاد بود. فقط همين!در اينجا ده شيوه و راهکار برای افزودن شوخ طبعی به زندگيتان پيشنهاد میکنيم:
1ـ اخمهای خود را باز کنيد. ياد بگيريد که هميشه لبخند بزنيد و زياد بخنديد. به خاطر بسپاريد که خنده مسری است البته بدبينی هم همين طوراست. پس ترجيح میدهيد چه چيزی به ديگران هديه کنيد؟ میدانيد پاسخ چيست، مردم دوست دارند در اطراف کسانی باشند که شادی و نشاط به آنها هديه میدهند. همواره در دسترس، با محبت و مهربان باشيد. هرگز نگذاريد که مشکلات شما را دچار ترشرويی کند. هميشه آماده شوخی کردن باشيد وقتی ديگران نمیتوانند اين کار را بکنند.
2ـ هر روز زمانی را به خنده اختصاص دهيد. کار خود و ديگر ضروريات را جدی بگيريد، اما خود و مشکلاتتان را زياد جدی نگيريد. سعی کنيد چشمانتان را به روی شوخی و مزاح بگشاييد. هميشه در شرايط پيش آمده به دنبال شوخی و مزاح باشيد. مطمئناً قطـــع عضو میتواند نوعی ناتوانـــی خاص و مهم باشد، اما هميشه چيزهای خندهدار زيادی برای آدمهای قطع عضو شده اتفاق میافتد. آماده باشيد که بگوييد: «چه چيز خنده داری!» يا: «سالها بود که چنين اتفاق خندهداری را تجربه نکرده بودم.» استيو آلن
3ـ در پايان هر روز از خودتان بپرسيد: «امروز چه چيزهای خندهداری برای من اتفاق افتاد؟ امروز چه کاری کردم که خنده دار بود؟ چه موارد خندهداری دارم که برای ديگران تعريف کنم؟ تمامی تجربههای خود را در يک دفترچه يادداشت کنيد. هرگز از جمعآوری قصههای خندهدار باز نايستيد.
برنامههای تلويزيونی خندهدار مورد علاقه خود را فقط در ساعات پخش تماشا نکنيد، بلکه آنها را ضبط کنيد و هرگاه به تغيير وضعيت و شاد شدن نياز داشتيد از آنها استفاده کنيد. از پوشه يا يک آلبوم برای نگهداری مقالات خندهدار، نمايشها و کارتونهای مورد علاقهتان استفاده کنيد. يک نوار خندهدار با خودتان داشته باشيد تا هنگام ترافيک آن را گوش دهيد و لذت ببريد.
وقتی که به دنبال چيزهای خندهدار و جالب میگرديد، افکار مضحک و جملات بامزه ناگهان به ذهنتان خطور میکند، آنها را به خاطر بسپاريد و برای شاد کردن ديگران از آنها استفاده کنيد.
4ـ ياد بگيريد که از شوخی و مزاح به عنوان وسيلهای برای بهبود روابطتان در زندگی استفاده کنيد. شما افرادی را میشناسيد که در کار مايوس و نگران هستند و دکترهای بسيار جدی يا متخصصين اندام مصنوعی يا کارگرانی که به شما خدمت نمیکنند. ديگر نياز ی به ذکر نام همسرانشان، رؤسا و موتورسوارها نيست. حس شوخ طبعی بهترين سپردهای است که شما میتوانيد در بانک روابط خود نگهداری کنيد.
«خنده کوتاهترين فاصله بين دو نفر است.» ويکتور بورگ
5 ـ اگر معلول هستيد مثلاً بازوی خود را از دست دادهايد، بگوييد: «من دستم از دنيا کوتاه است!»، يا اگر پای شما قطع شده است، بگوييد: «چه شوتی! حالا چه کار میشه کرد؟» اين جملات باعث میشود که خنده بر لبهای ديگران بنشيند و در نظر ديگران بيشتر دلچسب باشيد.
«لبخند زدن هيچ خرجی برای شما ندارد.» هاری اچ. والدريپ
6 ـ هرگز نامههای خشک و خالی برای دوستانتان نفرستيد بلکه جوک هم بفرستيد. وقتی با دوستان يا زيردستان خود صحبت میکنيد سعی کنيد خاطرات شاد و شيرين خود را به جای درد دلهای شکايتآميزيا غيبتهای منفی تعريف کنيد. در طول غذا خوردن هم از مسايل شاد و مسرت بخش صحبت کنيد. از ديگران بخواهيد که آنها هم قصههای خندهدار خود را برای شما تعريف کنند. شما هر چيزی که بخواهيد به دست خواهيد آورد، اگر شادی و نشاط میخواهيد آن را طلب کنيد. هميشه هم آماده گفتن اين عبارت باشيد «خوب، اين خيلی خنده داره!»
«بهترين کاری که میتوان در حل يک مشکل پيدا کرد، پيدا کردن کمی شوخی و مزاح در آن است.» فرانکای کلارک
7ـ بــه خودتان اجازه دهيد که يک آدم شوخ جلوه کنيد، بگذاريد آدم بزرگی باشيد که خصوصيات کودکیاش را هنوز حفظ کرده است. گه گاهی هم احساسات و شادی خود را نشان دهيد.«آن گوشهای را که هستيد، درخشان کنيد. نيازی نيست که دنيا را تغيير دهيد، اما میتوانيد آن گوشهای را که در آن قرار داريد، با حس شوخی و مزاحتان تغيير دهيد و روشن کنيد.» برايان لی هميشه جايی برای بازی و زمانی برای خنديدن و لبخند زدن در زندگی باقی بگذاريد. در محل کار و در خانه لبخند بزنيد و بگذاريد شوخی و شيطنت از شما شروع شود.