پایگاه اینترنتی معلولان ایران ـ شمعدانی- اخبار معلولین
ايران به كنوانسيون جهاني حقوق معلولان مي‌پيوندد

حذف تصاوير و رنگ‌ها

در جلسه ماهانه انجمن حمايت از حقوق كودكان عنوان شد:
ايران به كنوانسيون جهاني حقوق معلولان مي‌پيوندد

پيمان‌نامهء جهاني حقوق معلولان روز دهم فروردين‌ماه سال 86 به امضاي بيش‌تر كشورها مي‌رسد

اين را محمد كمالي، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، در جلسهء ماهانهء انجمن حمايت از حقوق كودكان با موضوع «كودك معلول» گفت و ادامه داد: «پيمان‌نامهء جهاني حقوق معلولان در 13 دسامبر (آذرماه) سال‌جاري به تصويب سازمان ملل متحد رسيد و قرار است روز دهم فروردين‌ماه سال 86 اين پيمان‌نامه در محل سازمان ملل به امضاي ساير كشورها برسد.
كمالي با ابراز خوشحالي از اين‌كه ايران نيز به اين پيمان‌نامه راي مثبت داده است، گفت: «اميدوارم نمايندهء ايران نيز دراين جلسه حضور داشته باشد. هرچند كه كار اصلي بعد از امضاي پيمان‌نامه بايد انجام شود چرا كه پيمان‌نامه بايد تبديل به لايحه شود.»
كمالي در اين جلسه ابتدا به تغيير نگرشي كه نسبت به معلولان در طول تاريخ ايجاد شده، اشاره كرد و سپس شرح داد كه تاكنون چه مراحلي طي شده تا حقوق معلولان به ويژه كودكان معلول به رسميت شناخته شود.
او از دوران حذف شروع مي‌كند: «در اين دوران اعتقادي به بقاي كودك معلول وجود نداشت به طوري كه ارسطو در كتاب سياست معتقد به تصويب قانوني است كه به موجب آن انسان ناقص حق حيات نداشته باشد يا بقراط معتقد است كه تنها كودكي را مي‌توانيم بزرگ كنيم كه ارزش بزرگ كردن داشته باشد و افلاطون هم از ديگر افرادي است كه به اصلاح‌نژاد معتقد بوده است.»
كمالي به دوران پارت‌ها اشاره مي‌كند: «يوناني‌ها و هندي‌ها كودك معلول را به رودخانه مي‌انداختند اما پس از اين دوره، در دورهء بقا نگاه انساني مي‌شود و اعتقاد به اين‌كه كودك معلول نبايد جلوي چشم ديگران باشد، اما حق زندگي را دارد. به همين خاطر اين كودكان در نوانخانه‌ها و آسايشگاه‌ها نگهداري شدند.»
كمالي سپس به دوران پس از جنگ جهاني دوم اشاره مي‌كند: «پس از جنگ ميليون‌ها معلول باقي ماندند. در اين دوره 19466 تا 1980) رشته‌هاي توانبخشي ايجاد شدند با اين عقيده كه اين افراد هم بايد در جامعه حضور داشته باشند اما بايد جدا از افراد عادي باشند. هرچند در اواخر دههء 70 و اوايل دههء 80 معلولان اعتراض كردند و خواستند كه در ميان افراد جامعه باشند.»
كمالي معتقد است كه در اين دوره تعريف معلوليت از ديدگاه سازمان ملل نيز تغيير كرد. در حالي كه قبلاً تصور مي‌شد كه اگر معلول نمي‌تواند در جامعه حضور داشته باشد به خاطر معلوليت خود اوست اما بعد، اين تقصير برعهدهء جامعه گذاشته شد كه نتوانسته شرايط را فراهم كند.
اين استاد دانشگاه مي‌گويد: «در دههء 90 يا دههء خودشكوفايي، معلولان كم‌كم به صحنه آمدند و بيش‌تر به جاي اين‌كه به ناتواني افراد توجه شود، به توانايي‌ها و قابليت‌هاي معلولان توجه شد.»

كمالي در ادامه به آغاز بحث‌هاي توانبخشي در كشور اشاره كرد و گفت: «پس از جنگ جهاني موسسات زيادي ايجاد شد و كم‌كم به كشورهاي ديگر نيز نفوذ كرد. در ايران نيز از سال 1347 بحث توانبخشي در كشور آغاز شد و معاونت بهزيستي در ادارهء بهداري پس از انقلاب تبديل به سازمان بهزيستي شد.»
كمالي معتقد است: «نگاه ما به معلولان بيش‌تر يك نگاه بهداشتي، پزشكي، توانبخشي و حمايتي است تا يك نگاه حقوقي و اجتماعي.» او تنها 20 درصد از مسايل معلوليت را مربوط به بخش توانبخشي و 80 درصد آن را اجتماعي مي‌داند.
او در ادامه به روند شكل‌گيري مباحث حقوقي معلولان اشاره كرد و گفت: «مسايل حقوقي معلولان تنها 20 سال است كه مورد توجه قرار گرفته است. هرچند كه در 1924 كه هنوز سازمان ملل ايجاد نشده بود، جامعهء ملل اعلاميه‌اي تحت عنوان اعلاميه حقوق كودك به تصويب رساند كه براساس آن، كودك معلول ذهني بايد ياري شود اما اين نگاه هنوز يك نگاه حقوقي نبود.»
او سپس به تاسيس يونيسف در سال 1959 و اوضاع نامناسب كودكان در دنيا پس از جنگ جهاني دوم اشاره مي‌كند: «در 1959 يك اعلاميه 10 ماده‌اي در مورد كودك به تصويب مي‌رسد و 20 سال بعد، سال 1979 از سوي سازمان ملل به‌عنوان سال جهاني كودك نامگذاري مي‌شود و 10 سال بعد در سال 1989 (آبان 68) پيمان‌نامهء جهاني حقوق كودك نوشته مي‌شود كه اين پيمان‌نامه با وجود اعلاميه‌هاي قبلي براي كشورهاي امضاكننده، الزام ايجاد مي‌كند.»
كمالي مي‌گويد: «سه سال بعد مواد اين پيمان‌نامه با نگه‌داشتن حق تحفظ روي برخي موارد آن در ايران تصويب مي‌شود اما با اين وجود اكنون فاصلهء ما با اين پيمان‌نامه بسيار زياد است. همان‌طور كه فاصلهء ما با مادهء 23 اين پيمان‌نامه در زمينهء حقوق كودكان معلول نيز زياد است. در اين ماده تاكيد شده كه كودكان معلول نيز بايد همانند كودكان عادي به رسميت شناخته شوند.
كمالي با اين سوال كه تاكنون براي كودكان معلول چه كرده‌ايم،‌مي‌گويد: «10 درصد از كودكاني كه به مدرسه مي‌روند به نوعي دچار معلوليت و نيازمند آموزش ويژه هستند. با اين حساب از _16 ميليون دانش‌آموزي كه امسال به مدرسه رفتند، يك ميليون و 600 هزار كودك داريم كه به نوعي دچار معلوليت هستند اما سازمان استثنايي امسال تنها 80 هزار دانش‌آموز را تحت پوشش_قرار داده است و معلوم نيست بقيهء كودكان معلول نيازمند تحصيل كجا هستند.»
او همچنين مي‌گويد: «چهار درصد از جمعيت هر كشور به نوعي دچار معلوليت شديد يا متوسط هستند كه بر اين اساس دو ميليون و هشت هزار معلول در كشور خواهيم داشت كه تنها 500 هزار نفر آن‌ها تحت پوشش بهزيستي قرار دارند و بقيه يا شناسايي نشده‌اند يا خدماتي به آن‌ها ارايه نمي‌شود.»
او سپس به روند تصويب پيمان‌نامهء جهاني حقوق معلولان در سال‌جاري توسط سازمان ملل اشاره كرد: «تدوين اين پيمان‌نامه در سال 1987 به پيشنهاد يكي از كشورها مطرح شد اما اين پيشنهاد مورد قبول قرار نگرفت. بار ديگر در سال 1995 اين تقاضا رد شد تا در سال 2001، مكزيك پيشنهاد نوشتن اين پيمان‌نامه را داد كه در نهايت در 13 دسامبر سال 2006 به تصويب رسيد.» او مي‌گويد: «اين پيمان‌نامه 50 ماده دارد و خود معلولان آن را نوشته‌اند.»
كمالي در ادامه تصويب قانون جامع حمايت از حقوق معلولان در سال 83 را نيز گام مثبتي تلقي كرد و گفت: «با اين‌كه آيين‌نامه‌هاي اجرايي اين قانون 16 ماده‌اي نوشته شده اما هنوز نگرش منفي‌اي كه نسبت به معلول از سوي مسوولان و جامعه وجود دارد، مانع اجرايي شدن اين قانون از جمله مناسب‌سازي فضاهاي عمومي براي حضور معلولان شده است.»
 

• روزنامه سرمایه
 

نشانى مطلب در وبگاه پایگاه اینترنتی معلولان ایران ـ شمعدانی:
http://www.shamdani.com/find-1.83.216.fa.html
برگشت به اصل مطلب